X
تبلیغات
دختری با چشمان سیاه شبق

دختری با چشمان سیاه شبق

به دنبال باکرگی

       دوستان نظرات خیلی کمه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 13:11  توسط کتایون  | 

جنتی و اقرار به تزئینی بودن رای مردم

ادامه راه سبز(ارس): کمتر کسی باور می‌کرد هوشمندی بالای سیاسی آقای «خاتمی» دراعلام پیش‌شرط‌های اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات آتی، پیش فرضی برای اجرای آخرین پرده‌ها از رسوایی اصولگرایان باشد. اما ذکاوت «خاتمی»، «احمدجنتی» را واداشت زودتر از موعد اعلام و اقرار کند که؛ نیازی به رای اصلاح‌طلبان نیست. و کدام ناظرآگاهی است که باور کند ایشان و سایر همفکرانشان کمترین ارزش و اعتباری برای رای و اراره مردم قائل‌ بوده‌اند؟ صرف نظر از کمیت وزن سیاسی اصلاح‌طلبان، و بدون در نظر گرفتن بی‌اعتمادی شدید داخلی و بین‌المللی نسبت به متولیان پروسه انتخابات در ایران، حرف «احمدجنتی» بسیار قابل توجه است. این حرف حدیث نفس و حرف دل اصلی اصولگرایان است که برای اولین بار باید «جنتی» را به دلیل این شهامت و شفافیت و صراحت‌نطر ستایش کرد.

اصولگرایان از ابتدای انقلاب هیچ ارزشی برای رای مردم قابل نبوده و همواره حضور و رای مردم را در حد نمایش و تزیین و تبلیغ به نفع خود قبول داشته و چنانکه احتمال می‌دادند رای، اراده و خواست مردم، چیزی غیر از خواست آنان باشد، با تمام ابزار و امکانات موجود و ممکن جلو تحقق این اراده و خواست را می‌گرفتند.

نظارت استصوابی، دخالت مستقیم و غیرمستقیم در کار هیئت‌های اجرایی و مصادره به مطلوب نمودن آنها، رد صلاحیت گسترده داوطلبان با گرایش فکری متفاوت، و ... ابزارهایی بوده است که اصولگرایان و در راس آنها شورای‌نگهبان طی سی سال گذشته برای جلوگیری از تحقق رای و خواست مردم و یا تقلیل اراده آنها بدان متوسل شده و پس از اخذ نتیجه مطلوب اما ناحق، دموکراتیک و مردمی‌بودن نظام را با تمام توان رسانه‌ای تبلیغ نموده‌اند.
مگر آنکه اشتباه محاسباتی و پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب در‌آید، چنانکه در دوم خرداد 76 این اشتباه محاسبات اتفاق افتاد و نتیجه آن نشد که خواست و نظر آنان بود، آن شد که مردم می‌خواستند. مردم فراموش نکرده‌اند که اصولگرایان و به خصوص آقای «جنتی» دبیر شورای نگهبان بارها و بارها، به این اشتباه محسباتی اقرار، و اعلام نمودند که؛ اجازه تکرار اشتباه دوم خرداد را نخواهند داد. البته ایشان و اصولگرایان هیچگاه به صراحت اقرار نمی‌نمودند که نیازی به رای مردم ندارند. بلکه با خودقیم و ولی خواندن و صغیر پنداشتن مردم اعلام می‌نمودند که، اجازه فریب خوردن مردم و سوءاستفاده از آنها را نخواهیم داد. همان کاری که -به زعم خودشان برای جلوگیری از فریب مردم- به گستردگی در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم انجام داده و در کودتای انتخابانی‌ ریاست‌جمهوری دهم با جعل و سرقت و تقلب و خیانت آشکار تکمیل نمودند. و بلافاصله شور و شعور و حضور ستایش برانگیز مردم در پای صندوقهای رای ریاست جمهوری دهم ، مصادره به مطلوب شده و تا کنون نیز از آن به حماسه 40 میلیونی و بعنوان بیمه نظام و حاکمیت و حجت مردمی بودنشان تبلیغ شده است.

اما چه شده است که آقای دبیر محترم شورای نگهبان، به این نتیجه رسیده است که دیگر نیازی به این بیمه و این حماسه حضور و تزیین و تبلیغ ندارد؟ ظاهرا و نه که ظاهرا بلکه قطعا مجموعه نظام به روشنی دریافته‌اند که پایگاه‌های مردمی‌شان علیرغم در اختیار داشتن تمام ابزارها و جایگاه‌های اختصاصی، و خرج کردن از کیسه دین، به شدت متزلزل شده و کیسه دین در اختیار و معرفی شده به شدت تهی و خالی از اعتبار شده و دیگر مستمسکی برای فریب و دل‌مشغولی مردم موجود نیست. در چنین شرایطی کم کم لازم است اعلام شود نیازی به رای مردم نیست. اما این اعلام باید به تدریج و طی پروسه خاصی صورت گیرد. نقطه شروع آن عدم نیاز به حضور اصلاح‌طلبان است که در ابتدایی‌ترین تصور و با فرض قبول نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری دهم، دستکم 13 میلیون رای را نمایندگی می‌کنند. 13 میلیونی که طی سالهای گذشته بیشترین تلاش برای اخذ رای‌شان برای تبلیغ و تزیین صورت‌ می‌‌گرفته است. اما همینکه مشروعیت مردمی نظام دیگر اینروزها نیاز و مسئله حاکمیت نیست و در شرایطی که اعتبار بین المللی حاکمیت در مجامع رسمی و غیر رسمی جهانی، طی چهار گذشته به شدت تنزل یافته، حاکمیت نیازی به شارژ اعتبار دروغین گذشته نداشته و ترجیح داده است این رای را نداشته باشد و در مقابل دردسر حضورشان را هم. و حالا بهتر است که در آخرین سنگرها با تمام احتیاط لازم از آخرین لحظات عمرش دفاع نماید. (این چنانچه عرض کردم فرض کمترین شرایط ممکن است. در حالی که به شهادت رفتار حاکمیت در جریان انتخابات دهم و تقلب آشکار در انتخابات و کودتای انتخاباتی بدون شک شرایط بسیار متفاوت از شرایط مفروض فوق است).
مجموعه حاکمیت به نمایندگی و سخنگویی «احمدجنتی» طی سی سال گذشته برای از دست ندادن امتیازات و حفظ وضعیت و شرایط موجود، مجبور به دروغ‌گویی و تبلیغ و تزیین مشروعیت‌دروغین مردمی بود، اما امروز دیگر آنها چیزی برای از دست دادن ندارند پس چه بهتر که دست به ریسک‌های دردسرساز و مخاطره‌آمیز نزنند.

پیش شرط‌های آقای «خاتمی» در حکم حکایت جوانی بود که ماردش را برای فروش به بازار می‌برد و در مقابل اعتراض مردم اعلام می کرد؛ نگران نباشید قیمتی می‌گویم که کسی نخرد.

پیش شرطهای «خاتمی» اگرچه در بازار اصلاح‌طلبان مورد توجه واقع نشد، اما در اردوگاه اصولگرایان، خام گویی و توهم خریدارن را به همراه داشت . این هنوز از نتایج سحر است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 15:19  توسط کتایون  | 

اندازه طبیعی آلت مردانه چقدر است؟

* اضطراب  در خصوص اندازه آلت
رشد آلت و اندازه آن نوعی تشویش و اضطراب در دوران نوجوانی و جوانی است.مجموعه ایمیل ها و سوالاتی که در اینترنت در این زمینه مطرح اند و همچنین میزان روز افزون آگهی های تجاری در این زمینه-بویژه در سطح وب-موید این مساله است.

مقایسه در رختکن های ورزشی در مورد این که آلت با اندازه طبیعی چگونه است یا چگونه باید باشد ،یک تست اطمینان است.
باوجود اینکه مردان می دانند که اندازه آلت از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما این افسانه دایمی و همیشگی وجود داشته و دارد که شجاعت جنسی وابسته به بزرگی آلت است.
این در حالی است که رضایتمندی جنسی به چندین عامل وابسته است که اندازه آلت تنها یکی از آن هاست.
 باید توجه داشت، بزرگی آلت معادل رضایتمندی کامل جنسی نیست.


*گرایش تمایلات و توجهات به اندازه آلت
اگرچه اندازه آلت به عنوان یکی از جنبه های آناتومی بدن انسان مورد توجه بوده ،اما گرایش و توجه به آن نیز متفاوت بوده و هست.
به عنوان مثال در روم یا یونان قدیم آلت بزرگ مایه خنده و تمسخر بوده که آثار آن در موزه ها موجود است.

* چه چیزی اندازه آلت را تعیین می کند؟
اندازه آلت بر مبنای زمینه های ژنتیکی فرد تعیین می شود.اندازه آلت در طی بلوغ تغییر می کند. رشد آلت بین سنین ۱۰ تا ۱۴ سالگی شروع می شود،البته این زمان در بعضی پسربچه ها زودتر و بعضی دیرتراست.
در ابتدا بیضه ها شروع به بزرگ شدن کرده و رویش مو های ناحیه تناسلی آغاز می شود.رشد آلت ابتدا در طول وسپس درقطر صورت می گیرد.اندازه متوسط آلت افراد  بالغ در حالت معمولی(شل) بین۶ تا ۱۱ سانتی متر است.نوجوانان برای آگاهی از اندازه قطعی آلتشان باید تا  ۱تا ۲ سال پس از توقف رشد قدی خود  صبر کنند.
 

*اندازه متوسط آلت
ابعاد بدن فرد ،طول آلت را تحت تاثیر قرار می دهد.اگر فردی چاق و ستگین وزن باشد آلت او کوچکتر به نظر می آید،چون توسط بافت های بدن احاطه شده و گاهی در چربی های بدن فرو میرود.این حالت در اصطلاح پزشکی آلت پنهان شده نامیده می شود.
تعدادی از حالات طبی وجود دارند که بر اندازه آلت تاثیر می گذارند.این ها در زمان تولد آشکار هستند و نیازمند مداخله طبی هستند.
میکروپنیس (طول آلت حداکثر ۳/۱سانتیمتر)حالتی است که ناشی از اختلال ژنتیکی یا هورمونی می باشد.آلت شبکه ای(پرده دار)،آلت پنهان شده و آلت تله دار همه حالاتی هستند که اندازه آلت طبیعی است اما به ظاهر کوچک به نظر می آید.این مشکلات با عمل جراحی قابل اصلاح می باشند.در موارد بسیار نادر کودکانی بدون آلت به دنیا می آیند(۱مورد از هر ۲۰میلیون پسری که متولد میشود).

*اندازه طبیعی آلت
یکی از مشکلاتی که در بررسی و تحقیق در مورد اندازه طبیعی آلت تناسلی(در حالت شل یا راست شده) با آن مواجه می شویم این است که آمارهای جهانی به راحتی و به صورت علمی قابل تلفیق نیست.
تعداد زیادی سرشماری اینترنتی و مطالعات آماری وجود دارند، امااین تفکر که آمارها بدون نقص باشند چندان واقعی نیست.
اغلب نتایج حاصل سرشماری گزارش فردی است،و این متکی به صداقت کامل مردان در مورد اعلان اندازه آلتشان می باشد،در حالی که گرایش به سمت ادعاهای اغراق آمیز است.وقتی از شما می خواهند خودتان را اندازه گیری کنید چه خواهید گفت؟آیا اندازه ها را به سمت مقادیر بیشتر گرد نمی کنید؟

*اندازه آلت در حالات شل و راست شده
اندازه آلت شل به هیچ وجه نشانگر اندازه آلت در حالت راست شده نمی باشد.
در بعضی از مردان اندازه آلت تناسلی به سختی بین حالت شل و راست شده تغییر میکند،اما اغلب مردان آلتی با اندازه متوسط در حالت شل دارند که در حالت راست شده به طور قابل توجه بزرگ می شود.
جالب توجه این است که اغلب اندازه آلت در حالت شل، مردان را نگران می کند!

به هر حال به جهت رفع نگرانی های شما برخی  آمارهای خالص و کلی را در این جا ذکر می کنیم:
*متوسط اندازه آلت در حالت شل در محدوده ۶ تا ۱۱ سانتی متر است.
* متوسط اندازه آلت در حالت راست شده  در محدوده ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر است.
.باید توجه داشت که سرما و خستگی اندازه آلت را به صورت موقت کوچکتر می کند.

 

* تعدادی از سوالات رایج و پاسخ آن ها:

۱-آیا قرص ها،شربت ها،لوسیون ها وروغن ها اتدازه آلت را افزایش می دهند؟
هیچ مدرک معتبرعلمی وجود ندارد که قرص ها،شربت ها،لوسیون ها وروغن ها اثر دایمی در بزرگ کردن آلت داشته باشند.
لطفا پول خود را پس انداز کنید!

۲-آیاآلت به طور دایمی ممکن است کوچک تر شود؟
بله!آلت در سنین بالا-کهنسالی- ممکن است کوچک تر شود.همچنین شواهدی وجود دارد که ناتوانی جنسی طولانی مدت می تواند موجب کوچک شدن اندازه آلت شود.وقتی فردی چاق و سنگین وزن است ،آلتش کوچکتر و جمع شده به نظر می آید.معمولا وقتی وزن کاهش می یابد اندازه آلت به وضعیت قبلی خود برمی گردد.

۳- آیا روش جراحی برای بزرگ کردن آلت وجود دارد؟
بله!تعدادی تکنیک های جراحی وجود دارند که می توانند قطر و طول آلت را افزایش دهند.با آزاد کردن رباطی(لیگامنت)که آلت را در جای خود نگه می داردمی توان آن را  تا حد ۵/۲ سانتی متر طولانی تر کرد.
ابمپلنت های پوستی نیز می توانند طول و قطر آلت را اضافه کنند.
در مورد هر یک از مداخلات جراحی باید در نظر گرفت که آیا منافع جراحی برخطرات آن غلبه دارد یا خیر.
 باید توجه داشت که  در مقابل عوارض جانبی این اعمال،نتایج تزیینی آن ارزش نخواهد داشت.
اکثر اورولوژیست ها به جز در مواردی که بدشکلی(دفورمیتی)یا علت طبی خاصی وجود دارد ،اقدام به این نوع اعمال جراحی نمی کنند.


۴- آیا ورزش آلت می تواند موجب دراز شدن آن شود؟
آلت تناسلی هیچ عضله ای ندارد بنابر این هیچ ورزشی موجب افزایش طول آن نخواهد شد.

۵-آیا دستگاه واکیوم، آلت تناسلی را بزرگ می کند؟
دستگاه های واکیوم اندازه آلت را بطور موقت افزایش می دهد(حداکثر ۲۴ ساعت).
البته این دستگاه ها نیز بویژه اگر از استاندارد لازم برخوردار نباشند،می توانند عوارضی همچون ترکاندن عروق خونی را به دنبال داشته باشند که موجب درد و تورم می شود.



+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 19:17  توسط کتایون  | 

جوادترین ها

حتما همتون معني كلمه (جوات )رو ميدونيد .هيات داوران انتخاب برترين جواتهاي سال ،جوايز رو به اين قسم تقسيم كرده اند:

1-جوادترين اسم:در اين زمينه هيات داوران به علت انبوه اسامي کار دشواري را پيش رو داشت اما پس از رايزني هاي فراوان از ميان شير علي،قلي ،انريکو و ثابت جايزه به اسم قباد اهدا شد.

2-جوادترين سرگرمي:داوران در اين بخش از ميان دوردرجا،چت،تک چرخ،قليون و منچ جايزه را مشترکا به چت و قليون اهدا کرد.

3-جوادترين خواننده غير مجاز سال: در اين قسمت هيات داوران با تقديم ديپلم افتخار به حسن شماعي زاده،جايزه جواد بلورين را با اکثريت ارا به داوود بهبودي تقديم کرد.

4-جوادترين البوم سال: تنها قسمتي که داوران بدون هيچگونه اختلاف نظر به نتيجه رسيدند....البوم ديوونه منصور

5-جوادترين اهنگ سال: در حالي که همه نفس ها در سينه حبس شده بود تيم داوري با تقديم ديپلم افتخار به اهنگ نون ودلقک جايزه اصلي را به علي رضا عصار و اهنگ خيال نکن نباشي بدون تو.....

6-جايزه ويژه:در اين قسمت به خاطر يک عمر فعاليت جوادي و گسترش مسلک جواد جايزه ويژه به عباس قادري اهدا شد.قادري در حالي که اشک در چشمانش حلقه زده بود به روي صحنه امد و در ميان شور و حال عرفاني مردم جايزه را دريافت کرد.

7-جواد ترين گزارشگر سيما: در حالي که به علت شايسته بودن همه ميرفت که کار به دعوا بکشد جايزه به جواد خياباني اهدا گرديد.جواد پس از دريافت جايزه گفت: اين جايزه را که حاصل يک عمر تلاش ميدانم به استادم اسکندر کوتي تقديم مينمايم.در ضمن من شريک تجاري مهندس نيستم.

8-جوادترين کتاب سال: داوران در اقدامي عجيب جايزه را مانند سال گذشته به اقاي مهندس براي کتاب اهنگ براي موبايل تقديم نمود.کتابي کامل که در ان انواع اهنگ ها از موتزارت و باخ گرفته تا ويرون بشي اي دل و بدنام وپلنگه موجود است تا روي گوشيتان(۳۳۱۰) نصب و از نواي رويايي ان لذت بريد.

9-جوايز بخش هاي جانبي: داوران جواد بلورين را به تکيه کلام(جونه تو سالاره)،مانتو خفاشي در بخش پوشاک، ادکلن بيک،لاستيک وکفش سفيد،يخ در بهشت وخاکشير(مشترکا) براي نوشيدني گوارا اهدا شد.

10-جوادترين فوتباليست سال: مهمترين جايزه..خيلي ها دوست داشتند جاي اين برنده رويايي بودند.به همين دليل داوران نفر برگزيده اين بخش را براي افزايش هيجان در انتها اعلام نمودند.نيکبخت واحدي در حالي که تل قشنگش را با ان چسب دماغش ست کرده بود جايزه را دريافت کرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 20:45  توسط کتایون  | 

بھترين روش ارتباط جنسي در شب عروسي

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 10:44  توسط کتایون  | 

یه دنیا تعجب...!

دیروز ۱۰ تا سنگک گرفته بودم داشتم میرفتم خونه٬ مردم همچین با تعجب نگا میکردن انگار سوار بنز ۲۰۰ میلیونی شدم

شما میدونین علتش چیه؟؟؟؟!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 11:49  توسط کتایون  | 

best Gillette

برای دیدن تبلیغ بهترین ژیلت به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 14:14  توسط کتایون  | 

میلاد حضرت مسیح (ع)

             

چن تا عکس مرتبط با این موضوع به نظرم قشنگ اومد تو ادامه مطلب گذاشتم خواستین ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 19:34  توسط کتایون  | 

چه میزان رابطه جنسی طبیعی است؟

 

اخیراً زیاد با همسرتان رابطه جنسی نداشته اید؟ بد نیست که بدانید به عقیده کارشناسان یک پنجم زوج ها ازدواج هایی بدون رابطه جنسی دارند این یعنی کمتر از 10 مرتبه در سال رابطه جنسی برقرار می کنند. و یک سوم زوج ها همیشه سر این مسئله مشکل دارند که امیال و خواسته های جنسیشان همخوانی ندارند و این یکی از اصلی ترین دلایل مراجعه زوج ها به مشاور است. اینجا ایران است، جایی که مردم مجبورند ساعت های زیادی در روز کار کنند تا بتوانند از پس اجاره خانه و هزینه های زندگی بربیایند و این خستگی و استرس همه چیز را بدتر می کند.

یک کارمند 33 ساله که علاقه ای به ذکر نامش در اینجا نداشت، می گوید: "من 10 سال است که ازدواج کرده ام. خیلی وقت ها بوده که اگر سه ماه یکبار رابطه جنسی می کردیم برایمان نعمتی بود. من مجبورم بعد از یک روز طولانی سر کار شام را آماده کنم و بعد بچه ها را بخوابانم چون حقوق شوهرم کفاف زندگیمان را نمی دهد و من هم مجبورم پا به پای او کار کنم. به خاطر همین قانونی که برای شوهرم گذاشتم این است که رابطه جنسی بعد از 10 شب ممنوع چون آن موقع خسته و کوفته می خواهم به رختخواب رفته و فقط بخوابم."

متخصصین اعتقاد دارند که پایین بودن سطح میل جنسی هم یکی از متداولترین مسائل و مشکلات جنسی خانواده ها در قرن حاضر است.

اینکه میل جنسی در حال حاضر نسبت به سالهای قبل کمتر شده است یا نه، مشخص نیست اما یک چیز قطعی است و آن اینکه شکایت خانم ها بیشتر است! وقتی  زوج ها برای مشاوره می روند، این خانم ها هستند که مردها را به زور سمت دفتر کار روانشناسان می کشانند. و برخلاف عقیده عموم، میل جنسی مردهاست که پایین آمده است. در جامعه ما قابل قبولتر این است که زن میل جنسی نداشته باشد تا مرد. وقتی این مرد است که میل جنسی پایینی دارد، برای هر دو طرف ناامید کننده تر خواهد بود.

ازدواج های فاقد رابطه جنسی این روزها بحث عموم شده است. به همین خاطر تصمیم گرفتیم به این موضوع بپردازیم که واقعاً چه میزان رابطه جنسی طبیعی به حساب می آید؟ کارشناسان مسائل جنسی تمایل چندانی برای تعیین حد کفایت رابطه جنسی ندارند چون باعث می شود خیلی زوج ها فکر کنند رابطه جنسیشان کافی نیست یا خیلی های دیگر تصور کنند که بیش از حد رابطه جنسی دارند.

درحالیکه کمتر از 10 مرتبه رابطه جنسی در سال، ازدواج بدون رابطه جنسی به حساب می آید، یک تا دو مرتبه رابطه جنسی در هفته متوسط میزان رابطه جنسی به شمار می رود.

رابطه جنسی برخلاف ویتامین ها حداقل نیاز روزانه ندارد. اگر هر دو طرف طوری کنار بیایند که مشکلی با ازدواج بدون رابطه جنسیشان نداشته باشند عالی است! اما معمولاً این مشکل وجود دارد که یکی از دو طرف از کیفیت یا کمیت رابطه جنسی رضایت ندارد و دیگر حاضر به کنار آمدن نیست.

فقط 40 درصد از زوج ها می گویند که از رابطه جنسی در ازدواجشان رضایت دارند. بااینکه خیلی از مشکلات پزشکی یا برخی داروها در پایین آوردن میل جنسی نقش دارد، مثل برخی قرص های ضدافسردگی یا برخی قرص های ضدحاملگی، اکثر مشکلات به خاطر تفاوت در انتظارات و توقعات دو طرف است.

زوجی که 5 سال است با هم ازدواج کرده اند یک دختر 6 ماهه دارند می گویند در این زندگی پرمشغله امروز خیلی سخت است که برای رابطه جنسی وقت خالی کنند. آنها می گویند خیلی خوش شانس هستند که می توانند 2 یا 3 بار در ماه رابطه جنسی داشته باشند. اینکار را معمولاً وقتی بچه خوابیده است انجام می دهند اما بیشتر وقت ها وقتی یکی از آنها می خواهد دیگری میل ندارد.

تغییرات فاحشی که نقش مردان و زنان در دهه های اخیر داشته است انتظارات ازدواج و به دنبال آن احساسات مربوط به رابطه جنسی را تغییر داده است.

وقتی به نسل پدرانتان نگاه کنید می بینید که برای آنها اینقدر سخت نبود. اما در روابط امروز بااینکه آزادی بیشتری وجود دارد اما همه چیز مشکل تر شده چون دو طرف همیشه برای هم تعیین وظیفه می کنند. کی زباله ها را بیرون می برد؟ کی با گریه بچه بیدار شود؟ و امثال آن. درواقع به خاطر همین آزادی بیشتر است که تضاد و ناسازگاری به وجود می آید.

کارشناسان عقیده دارند که علاوه بر استرس و خستگی، عصبانیت و خشم هم می تواند موجب از بین رفتن رابطه جنسی بین دو طرف شود. عوامل دیگر در ازدواج های فاقد رابطه جنسی می تواند برآورده کردن امیال جنسی با پرنوگرافی (سایت های اینترنتی) یا رابطه جنسی با افرادی غیر از همسر باشد. خیلی مردها را می بینیم که با زن خود رابطه جنسی نمی کنند اما مدام در اینترنت دنبال عکس ها و فیلم های پرنو هستند.

به طور کل، مشکلات یک زوج بیشتر مربوط به تمایلات جنسی است تا انجام رابطه جنسی. میل هیچ زوجی برای رابطه جنسی هیچوقت همزمان و کامل نیست. رمز کار این است که دو طرف بتوانند این موضوع را بین خود حل کنند.

خیلی وقت ها طرفی که میل کمتری به رابطه جنسی دارد احساس می کند که در هر بار رابطه جنسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و طرفی که میل بالاتری دارند همیشه از رابطه جنسی محروم است و همین مسئله دعواها و جدال های بین آنها درمورد رابطه جنسی را بیشتر و بیشتر می کند. و اینجاست که رابطه جنسی بین آنها کم کم از بین می رود و وقتی دیگر رابطه جنسی در کار نباشد، محبت و عاطفه معمولی بین آنها هم از بین می رود: آن گرفتن دست ها، خندیدن به لطیفه های یکدیگر، نشستن کنار هم روی یک نیمکت و ... وقتی روابط تا این حد خشک می شوند، بی وفایی و سرانجام طلاق پدید می آید.

تقریباً نیمی از جمعیت باید برای برانگیختن میل جنسی در خود تلاش کند. زوج هایی که میل جنسی پایینی دارند باید تصمیم بگیرند که این میل را بیشتر کنند. اگر صبر کنید و منتظر بمانید که رابطه جنسی خودش پیش بیاید و همه موقعیت ها برای آن مناسب باشد، یعنی بچه تان خوابیده باشد، تلفن زنگ نزند، و ... رابطه جنسی هیچوقت پیش نخواهد آمد.

زوج ها باید به همان اندازه که برای کارشان یا تربیت بچه هایشان وقت و انرژی می گذارند برای زندگی جنسی خود هم وقت بگذارند. یکی از بهترین راه ها برای داشتن یک زندگی جنسی خوب با همسرتان این است که واکنش خوبی به پیشقدم شدن همسرتان بدهید.

 

منبع : مردمان

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 13:34  توسط کتایون  | 

با یک شب تاخیر

شب یلداتون مبارک٬البته با یک شب تاخیر چون دیروز نتونستم کانکت بشم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 18:42  توسط کتایون  | 

؟؟!

یه جایی خوندم "عشق جنسی" ولی هرچی فک کردم معنیشو نفهمیدم!

۱- وقتی عاشقیم بریم سراغ رابطه جنسی

۲- وقتی رابطه جنسی داریم عاشق بشیم

۳- عاشق رابطه جنسی بشیم

۴-....

۵-....

۶-....

۷-....

۸-....

۹-....

۱۰-....

 

جداً کی جوابشو میدونه؟؟؟؟؟؟!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 20:36  توسط کتایون  | 

قیام تاریخی حضرت امام حسین به روایت دکتر علی شریعتی

                                         

 

تکه هایی از کتاب حسین وارث آدم

ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم؛ بعد دیگر نمی دانیم چه شد! داستان کربلا, نه از آغاز تاسوعا و یا محرم شروع می شود و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می شود. این است که از دو طرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم, مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم, که دیگر قلب نیست. باید قلب را در این سینه و اندام بزرگ بشری و در تسلسل عظیم یک دست تاریخ انسان بگذاریم؛ و آن وقت تپش پیدا می کند و آن وقت خون "حسین", خون می شود. اما الان از آن ماده تخدیری درست کرده ایم.

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند.

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

دیدم عده ای مرده متحرک که بر زنده ی همشه جاوید عزاداری میکردند!

اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا...

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.

از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .

این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.

حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند .

امام حسین‏ علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید - حاکم مدینه - که از او بیعت مطالبه مى ‏کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست.

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - که به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند ...

مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏کنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می کند.

"آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 18:46  توسط کتایون  | 

ذکاوت

خانم معلم از بچه ها سر کلاس می پرسه شش تا گنجشک روی سیم نشستن، اگر به یکیشون تیر بزنیم چند تا می مونن؟ حسن دست بالا میکنه میگه هیچی، چون همشون می پرن . خانم معلم میگه: از فکرت خوشم اومد، ولی جواب پنج تاست. حسن می پرسه: خانم، سه تا زن تو پارک دارن بستنی میخورن، یکی بستنی رو گاز میزنه، یکی لیس میزنه، یکی میکنه تو دهنش در میاره. کدوم ازدواج کرده؟ خانم معلم سرخ میشه، میگه اونکه میکنه تو دهنش در میاره. حسن میگه: جواب اونیکه حلقه داره ولی ازفکرتون خوشم اومد!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 16:21  توسط کتایون  | 

دکتر علی شریعتی

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد .... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ....

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 14:36  توسط کتایون  | 

بدون شرح

zgaz6rovt120ugofecw1.jpg

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 18:20  توسط کتایون  | 

رئیس نظمیه...

من خیلی ایشونو دوس دارم واسه همین مصاحبشو گذاشتم براتون

 

 

در سریال قهوه تلخ یکی از بارزترین و مشخص ترین نقش ها را عارف لرستانی در نقش بلد الملک به عهده دارد. این نقش که به وضوح متمایز از شخصیت ها و تیپ های ساخته شده توسط نویسندگان کارهای مدیری و یا خود او تاکنون است، با بازی تحسین برانگیز لرستانی به یکی از محبوب ترین نقش های سریال در چند هفته اخیر تبدیل شده و تکیه کلام های رئیس نظمیه از زبان علاقه مندان به این سریال شنیده می شود. عارف لرستانی برخلاف نقشش ، بسیار خوش اخلاق و خوشرو است و این را همان پشت تلفن متوجه می شوی ، اما لرستانی به اینجا ختم نمی شود، مهم ترین ویژگی او عارف لرستانی بودن است ! و این یعنی هیچ یک از خصوصیات معمول بازیگران و هنرمندان امروزی را یدک نمی کشد. عارف لرستانی متولد ۱۵ بهمن ۱۳۵۰ در کرمانشاه و دانش آموخته نمایش ازدانشگاه هنر و معماری دانشگاه آزاد است. لرستانی از آن هنرمندانی است که با پایان نقش هایش در یاد و خاطر تماشاگر تمام نمی شود.

* این چندمین بار است که با مهران مدیری کار می کنید؟

هشتمین کاری است که با آقای مدیری انجام می دهم ، البته با یک وقفه هشت ساله از سال ۸۰-۸۱ تا ” قهوه تلخ ” . در این مدت یک کار دیگر هم انجام داده ایم که خیلی جالب است و احتمالا به صورت CD به بازار خواهد آمد.

 

* از کارهای دیگرتان هم بگویید.

کار تصویر را که با آقای مدیری شروع کردم تا پایان برنامه ” ۹۰ شب ” چند کار تئاتر و سینمایی هم داشته ام و چند کار را هم خودم ساخته و کارگردانی کردم که یکی از آنها پرژه مستند نرم افزاری با نام ” تهرانیکا ” است که به نوعی یک شناسنامه برای تهران محسوب می شود و امیدوارم که با پایان یافتن کارهای نهایی آن ، تا قبل از عید وارد بازار شود . دو کار نمایشی هم داشتم ، یکی ” بوستان ادب ” بود و دیگری مجموعه نمایشی بود که برای یک برنامه به سفارش اداره کشاورزی ساخته شد ، اما پس از ساخت به نمایش درنیامد.

 

* عارف لرستانی وقت آزادش را چگونه می گذراند؟

کتاب می خوانم ، خیلی بیشتر از فیلم دیدن . از زیرنویس فیلم های خارجی متنفرم ولی سریال ها را دنبال می کنم و فیلم های سینمایی ایران را هم تا حدی که بدانم خوب است ، می بینم.

 

* چه کتاب هایی می خوانید؟

به تاریخ ، ادبیات و نمایش خیلی علاقه مندم و فکر می کنم ادبیات جزو رشته ماست و هنر محسوب می شود . ادبیات را خیلی مرتب پیگیری کرده ام ؛ به عنوان مثال از فردوسی شروع کرده ام تا شاملو و دیگر شاعران معاصر رشته خودم را هم خیلی جدی دنبال می کنم . در حال حاضر هم بوستان و گلستان سعدی را با تحلیل های مربوط به آنها در دست دارم.

 

* تئاتر را چطور پیگیری می کنید؟

اردیبهشت سال گذشته یک کار ابزورد در تالار مولوی به نام ” سیرک ” اجرا کردم ، منتها کار در تئاتر به دلایل مالی و مشکلات مختلف دیگر ، واقعا ممکن نیست . حقوق حدود یک سال کار بچه ها در این کار طوری بود که بچه ها گاهی پول تاکسی نداشتند که بیایند سر کار.

تئاتر هم می بینم و آخرین کاری که دیدم ” مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش ” بود که خیلی خوشم آمد و اینقدر خندیدم که برزو ارجمند که در این کار بازی می کرد و بازیگر مقبلم در اکثر سکانس های قهوه تلخ هم است ، بعدا شاکی شده بو که از خنده تو من هم خنده ام گرفته بود . چون ما در قهوه تلخ خیلی می خندیم و او از صدای خنده من خنده اش می گیرد.

 

* در قهو تلخ خیلی از نقش ها به نوعی به تیپ ها و شخصیت های سریال های دیگر آقای مدیری شباهت دارند، اما بلدالملک کاملا تازگی دارد و خوب هم از آب درآمده و مورد استقبال زیادی قرار گرفته است. نقش چگونه ساخته شد؟

من خودم مدت ها بود که بازی نمی کردم ، مخصوصا طنز ، اما حقیقت این است که اولین سکانسی که قرار بود در قهوه تلخ بازی کنم سعی کردم خیلی خودم را خونسرد نشان دهم ، اما باور کنید ضربان قلبم بالای ۱۵۰ بود . آخرین لحظه که می خواستم شروع کنم آقای مدیری دم گوشم گفتند که بلدالملک یک آدمی است که خودش می رود روی اعصاب خودش که البته در متن هم بود اما همین یک جمله دری را مقابلم گشود و این نشان دهنده نقش یک کارگردان خوب در کار است . بعدش دیگر ” وقت ما را می گیری ؟ ” ، ” پدر سوخته ” و حرکات گردن پشت سر هم آمدند . اما باید بگویم که هم نویسنده ها و هم آقای مدیری به عنوان کارگردان خیلی به من کمک کردنهد و همچنین بازیگرهای مقابلم که در جواب بداهه گویی ها بی درنگ پاسخ های بداهه می دهند.

 

* مقابل کدام نقش بهتر کار می کنید؟

همه را دوست دارم اما با سیامک انصاری خیلی بهتر کار می کنم شاید چون بیشتر با او بازی دارم.

 

* خودتان هم شنیده این که نقش بلدالملک خیلی خوب از آب درآمده ؟ گروه بعد از دیدن کار به این مورد اشاره کرده اند؟

همه خیلی لطف دارند . بله ، بچه ها هم گفتند . بچه ها در قهوه تلخ خیلی بی عقده هستند و وقتی کار خوب می شود همه می گویند حتی وقتی از دیگران بازخوردی می شنوند ، زنگ می زنند و می گویند . یک بار هادی کاظمی ( بابا شاه ) که به دلیل اینکه بازیث رودررو با هم نداشتیم ، بازی من را در طول کار ندیده بود ، زنگ زد و گفت : داشتم فکر می کردم به چه کسی زنگ بزنم و بگویم بازی عارف خیلی خوب شده آخر گفتم به خودت بگویم . البته من خودم به رضایت از کار نرسیده ام ، می دانم مردم این نقش را دوست دارند و خیلی لطف دارند اما خودم هنوز راضی نیستم.

 

* خودتان در طرح گریم نظر داده اید ؟ نقش گریم در بازیتان بسیار مؤثر بوده است؟

گریم کاملا با نظر آقای مدیری و اجرای خوب آقای شکرابی بوده و درست می گویید خیلی تأثیر مثبتی در کار داشته است . بعضی ها در خیابان که مرا می بینند می گویند یک ” پدر سوخته ” بگو همان طوری که در سریال می گویی ، من می خندم و می گویم آن ابروها و سبیل ها را ندارم !

 

* درباره استقبال مردم و خرید نسخه های اصل قهوه تلخ چه احساسی دارید؟

از اینکه کار این قدر دیده شده ، خیلی خوشحالم و خوشحال تر هستم که یک استقلال در کار هنری به وجود آمده و مردم نشان دادند که قدر کار خوب را می دانند و فکر می کنم این سریال حتی از پخش تلویزیونی هم بیشتر دیده شده است؛ چرا که مردم CD ها را در منزل دارند و هر وقت بخواهند تماشا می کنند.

 

* خانواده های شما و سایر عوامل ” قهوه تلخ ” هم CD ها را می خرند؟

خانواده های ما می خرند . خانواده من کرمانشاه هستند و روز اولی که سریال پخش شد، مادرم، برادرانم، که ازدواج کرده اند و خواهرم فقط توانستند یک سری تهیه کنند، چون تمام شده بود و صبر کردند با پخش بعدی خریدند.

 

* خودتان کار را هفته به هفته دنبال می کنید؟

بله و دوست دارم کار را تنها ببینم تا حواسم جمع باشد . وقتی کار را با دیگران تماشا می کنم ، همه برمی گردند من را نگاه می کنند !

 

* در مدت ضبط قهوه تلخ کار دیگری هم انجام دادید و یا در حال حاضر کاری در دست دارید؟

در این مدت یک فیلم تلویزیونی با نام ” ب بسم الله ” ، به کارگردانی سپهر محمدی بازی کردم که در آن نقش اول را داشتنم و هنوز پخش نشده است ، اما بعد از آن به دلیل مشغله این سریال کاری شروع نکردم.

 

* و کلام آخر؟

از اینکه دوباره با آقای مدیری کار می کنم خیلی خوشحالم و از اینکه کار را می بینند و استقبال می کنند خیلی خوشحال تر و امیدوارم نه تنها کار گروه ما را بلکه از آثار همه هنرمندان و خوانندگان نیز حمایت کنند و کارها را کپی نکنند تا همه بتوانند برای مردم کار کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 22:3  توسط کتایون  | 

اندر احوالات فیلم ها و سریال های ایرانی

فک میکنم تصویر گویای همه چیز باشه....

 

          tray5hl3wuhawzaq6in.jpg

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 21:7  توسط کتایون  | 

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور ازو
گویی که نیشی دور ازو، در استخوانم میرود

گفتم به نیرنگ و فسون، پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون، بر آستانم می رود

محمل بدار ای ساروان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود

او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود

برگشت یار سرکشم، بگذشت عیش ناخوشم
چون مجمری پر آتشم، کز سر دخانم می رود

با آنهمه بیداد او، وین عهد بی بنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم می رود

باز آی و بر چشم نشین، ای دلستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم می رود

شب تا سحر می نغنوم، واندرز کس می نشنوم
وین ره نه قاصد می روم، کز کف عنانم می رود

گفتم بگریم تا ابل، چون خر فرماند در گل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم می رود

صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گرچه نباشد کار کم، هر کار از آنم می رود

در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود

سعدی فغان از دست ما، لایق نبودی ای بی وفا
طاقت نمی آرم جفا، کار از فغانم می رود

                               

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 17:23  توسط کتایون  | 

about chat and friendship

                

 

          

 

                            

 

                  

 

                 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 22:29  توسط کتایون  | 

دستگاه تولیدمثل در دختر

موجودات زنده همگی قابلیت تولید مثل دارند و همین موضوع عامل بقای نسل آنهاست. دستگاه تناسلی به همین منظور در بدن موجودات زنده تعبیه شده است. دستگاه تناسلی تنها دستگاهی از بدن است که برای زندگی خود فرد حیاتی نیست امّا برای بقای نسل لازم است. در فرآیند تولید مثل انسان دو سلول جنسی یا گامت نقش دارند: گامت مردانه که اسپرم نامیده می‌شود و گامت زنانه که تخمک نام دارد.


اسپرم توسط دستگاه تناسلی مردانه و تخمک توسط دستگاه تناسلی زنانه تولید می‌شوند. اسپرم در حین فعالیت جنسی در اثر انزال از طریق آلت مردانه وارد دستگاه تناسلی زنانه می‌شود. اسپرم در داخل واژن شنا کرده و وارد رحم می‌شود و خود را به لوله‌های فالوپ یا لوله‌های رحمی می‌رساند. تخمک نیز از تخمدان زن آزاد می‌شود و وارد لوله های  رحمی (فالوپ) می شود. اسپرم و تخمک در این محل با یکدیگر برخورد می کنند. اسپرم وارد تخمک می شود و آنرا بارور می کند و لقاح حاصل می شود که نتیجة آن تشکیل سلول تخم است که می‌تواند به یک نوزاد تبدیل شود. بنابراین همکاری مرد و زن برای تشکیل تخم و در نتیجه حامله شدن زن لازم است. زن با وجود اینکه سلول تخم را تا بزرگ شدن و تبدیل شدن به یک نوزاد کامل در درون رحم نگه می‌دارد ولی همانطور که گفته شد برای باردار شدن نیازمند اسپرم مردانه است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 14:57  توسط کتایون  | 

مردها چجوری عاشق میشن؟؟؟

                    

همه چیز به تو بستگی دارد. فقط کافی است یک سری مسائل را رعایت کنی تا دیوانه وار عاشقت شوند. در این مقاله چند مورد کوچک آمده که با انجام آن مردها عاشق و دلشیفته شما می شوند.


این یک سوال گیج کننده است:
آیا لحظه خاص یا اتفاق خاصی وجود دارد که با توجه به آنها مردها به طور ناگهانی عاشق شوند؟ بسیار خب، جواب این سوال روشن نیست اما اصول کلی برای آن وجود دارد. مردها نیازهای ذاتی و غریزی ای دارند که بایستی قبل از اینکه با شما ارتباط عمیقی داشته باشند، با شما مطابقت دهند. وقتی مردی متوجه می شود که شما برای همه این نیازهایش ایده آل به نظر می رسید، در آن لحظه وارد عمل می شود و برای پیشنهاد ازدواج به شما اقدام می کند.

مردها 4 خواسته اصلی و اولیه ارتباطی دارند که گاهی اوقات با کوچکترین برخورد و رفتار شما اغنا می شود. در این مقاله، کارشناسان این خواسته ها را با مثالهایی برای ما توضیح می دهند. پس شما می توانید آنها را به کار ببندید.


1- حس حمایت
مردها در مواقع سختی نیاز به یک پشتیبان دارند. پروفسور دیوید گیونس نویسنده کتاب "نشانه های عاشقی" معتقد است درصورتی که شما برای او نقش یک حامی و پشتیبان را داشته باشید برایش رضایت بخش است و حس خوبی را به او منتقل می کند. نه تنها نباید دربرابر او بی تفاوت باشید و از هرگونه کمکی دریغ کنید بلکه حتی باید آغوش خود را برای کمک به او باز کنید. بنابراین به او برای انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید و پس از بهبود وضعیت روحیش از او تشکر کنید. این کارهای کوچک می تواند از او یک قهرمان بسازد.

به او کاری برای انجام دادن بدهید: از او بخواهید تا چیزی را تعمیر کند. با این کار، احساس موفقیتش افزایش می یابد.
نظر او را بخواهید: حتی اگر به انتخاب و سلیقه خودتان می خواهید کاری را انجام دهید، از او نظر سنجی کنید و نظر او را هم بپرسید.
گاهی اوقات لباسهای او را بپوشید: این نشان می دهد که شما او را از بین چندین مرد انتخاب کرده اید و او را قبول دارید.


2- حس آزادی
پروفسور دن نیوهارت می گوید: مردان به خودشان اطمینان دارند که شخصیتشان بعد از ازدواج هیچ تغییری نمی کند. به او نشان دهید که شما نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید، با این کار به او ثابت می شود که شما او را همانطور که هست قبول دارید اما هرگز شخصیتش را خرد نکنید. با این کار به او حس آزادی می دهید.

برایشان محدودیت ایجاد نکنید: مردها از محدود شدن متنفرند. بنابراین، برایشان محدودیت ایجاد نکنید. با این کار او احساس بهتری نسبت به شما دارد.

مردها را در احساساتتان شریک کنید:اگر عصبانی بودید اجازه دهید او هم احساس شما را بفهمد. او در این مواقع به شما قوت قلب می دهد.

برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید:فاصله فیزیکی از همسرتان نماد استقلال برای یک مرد است. با این کار به او نشان می دهید که برای او ارزش و احترام قائلید.

3- حس ارزش و احترام
شاید درظاهر از خودراضی به نظر برسند اما این طور نیست. مردها نیاز دارند تا مورد احترام بقیه قرار بگیرند و قدردانی شوند. دکتر دوبرانسکی می گوید: اگر زمانی که کنار شماست، به او احترام بگذارید، او هم متقابلا دوست دارد که بیشتر به شما نزدیک شود.

او را شاد کنید:فیلم های کمدی ببینید. وقتی همسرتان ناراحت است او را بیرون ببرید.

بازی های فکری انجام دهید:فعالیتهایی که به توان ذهنی نیاز دارند انجام دهید مثل جدول حل کردن و شطرنج. شاید کمی احمقانه به نظر برسد اما اشتباه نکنید. توانایی حل مسائل و مشکلات به او ثابت می کند که شما گاهی اوقات می توانید مانند او باشید.

متفاوت و خاص باشید:وقتی شما را با دیگران مقایسه کند به خاص بودن شما پی می برد. او را به جمعی دعوت کنید که در آن جمع شما از همه سر هستید.


4- حس راحتی و آسایش
الن هیرچ پزشک متخصص درمان های بویایی و چشایی معتقد است که عاشق شدن حاصل وابستگی شدیدی است که زمانی اتفاق می افتد که اکسی توسین در مغز فوران می کند. شما هورمون های عشق را که توسط آنها برای هم متناسب به نظر میرسید رها می کنید. زمانی که او با شما احساس راحتی و لذت می کند، به قلمرو عشق نزدیک شده است. پس موارد زیر را امتحان کنید.

اجازه دهید شما را مرتب و اراسته ببیند:ارایش کردن جلوی همسرتان حس صمیمیت و علاقه را بینتان بیشتر می کند زیرا این همان چیزی است که مردهای دیگر از دیدن آن ناتوان اند و فقط و فقط همسرتان شاهد آن است. پس آراسته باشید.

با یکدیگر غذا درست کنید:هرچه بیشتر با یکدیگر غذا درست کنید، او بابت پختن غذا بیشتر از شما قدردانی می کند.
موارد زیر مردها را از عاشق شدن دور می کند:اگر مردها فرصتی برای عاشق شدن نداشته باشند:صرف کردن زمان زیاد در محل کار یا شرکت در کلاس های مختلف و مواردی از این قبیل فرصت عاشقی را از مردها می گیرد. آنها به جای یک زندگی عاشقانه به کارشان اولویت می دهند و معتقدند که داشتن یک رابطه عشقی آنها را از کارشان دور می کند و فرصتی برای پیشرفت ندارند.

هرگز با او نجنگید:مطمئن باشید مردها از بحث و جدل کردن متنفرند اما این اشتباه است که هرگز نسبت به چیزی عکس العمل منفی نداشته باشید.

حس ترس و اضطراب:اغلب مردها نگرانند که اگر عاشق شوند دوستها و خیلی چیزهای دیگر را از دست می دهند. به عقیده خودشان وقتی مردی عاشق می شود، ممکن است برای مدتی از بسیاری موارد کناره گیری کند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 15:26  توسط کتایون  | 

طنز اجتماعی

 

 

                           

 

 

         

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 11:43  توسط کتایون  | 

     مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد

 

نظرتون د رمورد جمله ی بالا چیه؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 21:30  توسط کتایون  | 

مازوخیسم

          پرونده:Flogging demo folsom 2004.jpg

 

خودآزاری (همچنین آزاردوستی و آزارطلبی) یا مازوکیسم (در فارسی مازوخیسم هم خوانده و نوشته‌اند) (به انگلیسی: masochism) ارضای امیال جنسی و لذت بردن از تحمل درد و رنج یا فکر کردن دربارهٔ آن است . این انحراف عکس دگرآزاری یا سادیسم است. در این حالت شخص مازوخیست تنها از شکنجه و عذاب وارد شدن بخود کسب لذت می‌کند و میل دارد پیوسته مورد طعن و عذاب و ناسزا و رنج قرار گیرد.

 

تاریخچه

خودآزاری یا آزارخواهی جنسی ، نام خود را از فعالیتهای لئوپولد فون ساخر- مازوخ- رمان‌نویس اتریشی قرن نوزدهم گرفته است که شخصیتهای داستان‌هایش از اینکه زنان با آنان بدرفتاری کنند و بر آنها تسلط یابند لذت جنسی می‌بردند. مبتلایان به آزارخواهی جنسی، اشتغال ذهنی تکراری با امیال جنسی و تخیلات مربوط به تحقیر شدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن، و هر نوع رنجی در این زمینه دارند. اعمال آزارخواهی جنسی در مردان شایع‌تر از زنان است.

فروید معتقد بود، آزارخواهی ناشی از برگشت تخیلات تخریبی به طرف خود است. در برخی موارد فرد فقط وقتی می‌تواند احساس جنسی را تجربه کند که در پی آن تنبیهی در کار باشد.

 

لذت جنسی، باسوءرفتار جنسی یا روانی قرارگرفتن،  یا تحقیرشدن)آزادخواهی اخلاقی sexua l masochism)  حاصل میشود.

مثل مردی که از همسرش میخواهد در حین رابطه جنسی او را کتک بزند تا به نقطه اوج لذت جنسی برسد

كانون اصلي اين نابهنجاري جنسي ، عمل تحقير شدن ، كتك خوردن ، به بند كشيده شدن يا رنج بردن به گونه اي ديگر است . برخي افراد از خيال پردازي هاي آزارخواهانه ي خود كه ممكن است فقط در جريان آميزش جنسي يا استمناء و نه در ساير زمينه ها به آن ها متوسل شوند ، در رنج هستند .
در اين قبيل موارد ، خيال پردازي هاي آزار خواهانه معمولا شامل مورد تجاوز قرار گرفتن در حالتي است كه فرد به وسيله ديگران طوري بسته يا به بند كشيده مي شود
كه فرار ممكن نيست !
ساير افراد اميال جنسي آزارخواهانه را توسط خودشان يا به وسيله ي شريك جنسي به اجرا در مي آورند .
اعمال آزار خواهانه اي كه ممكن است از شريك جنسي خواسته شوند مشتمل بر مهار كردن ، بستن چشم ، لگد مال كردن ، سيلي زدن ، تازيانه زدن ، كتك زدن ، دادن شوك الكتريكي ، بريدن و تحقير كردن هستند .
مبدل پوشي اجباري ممكن است به خاطر تحقير آميز بودن اين عمل انجام شود . نوع خطرناكي از آزار خواهي جنسي هيپوكسي فيليا نام دارد  كه شامل برانگيختگي جنسي از طريق محروم كردن خود از اكسيژن به وسيله فشردن قفسه ي سينه ، شريان بندي ، به دار آويختن ، كيسه ي پلاستيكي ، ماسك يا مواد شيميايي است . عمل محروم كردن از اكسيژن ممكن است به تنهايي توسط شريك جنسي انجام شود . به دليل گژكاري و نقص ابزار ، اشتباه كردن در به دار آويختن خود يا شريان بندي ، يا ساير اشتباه ها ، گاهي مرگ نيز روي مي دهد . داده هاي بدست آمده در ايالات متحده ، انگلستان ، استراليا ، و كانادا حاكي از وقوع ساليانه ي يك تا دو مورد مرگ ناشي از هيپوكسي فيليا در هر يك ميليون نفر است . برخي مردان مبتلا به آزارخواهي جنسي ، دچار يادگار پرستي (فتيشيسم) همراه با مبدل پوشي ، يا آزارگري جنسي نيز هستند . خيال پردازي هاي آزارخوانه ي جنسي ممكن است در دوران كودكي نيز وجود داشته باشد (مثل من كه در كودكي هم داشتم) . سني كه در آن فعاليت هاي آزار خواهانه براي نخستين بار با شركاي جنسي صورت مي گيرد متغير است اما معمولا در اوايل بزرگسالي روي مي دهند .
آزارخواهي جنسي معمولاً مزمن است و شدت اعمال آزار خواهانه در طول زمان  يا در جريان دوره هاي وقوع فشار رواني افزايش مي يابد كه احتمال دارد سرانجام منجر به آسيب يا حتي مرگ شود .

 
 
علت:

دفاع درمقابلاحساس گناه مربوط به ارتباط جنسی، مجازات و تنبیه را به خود برمیگرداند.

 
 
درمان:

روان درمانی بینشمدار ، گروهدرمانی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 19:20  توسط کتایون  | 

 

          "غدیر مبارک"

 

                        

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 12:56  توسط کتایون  | 

کسایی که نظر خصوصی میذارن و سوال میپرسن و نظرات وبشونم بستس اگه فک کنن که من چجوری جواب سوالاتشونو بدم بد نیست

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 18:34  توسط کتایون  | 

راههای بهبود روابط زناشویی

                           

 

لابد شنیده‌اید که فلانی آدم آویزانی است؛ یعنی همیشه محتاج توجه،
بخشش، محبت یا حتی پول و امکانات دیگران است خدا نکند همسر کسی چنین خلق و خویی
داشته باشد چون کار از عشق و عاشقی می‌کشد به کینه و نفرت

 

برخلاف تصور بعضی که عزت نفس یا همان مناعت طبع
را شکلی از غرور تعبیر می‌کنند و معتقدند این حس یا خصوصیت رفتاری یکی از دلایل
ایجاد مشکل در روابط زناشویی است، عزت‌نفس رفتاری است که دقیقا باعث استحکام روابط
زناشویی می‌شود. زن یا مردی که از عزت نفس کافی برخوردار نیست، برای رفتارها،
برنامه‌ها و خواسته‌های فردی‌اش تعریف مشخصی ندارد و درست به همین دلیل نمی‌تواند
یا نمی‌خواهد حقی هم برای همسرش قائل شود. 



 

درواقع کسی که احترام‌گذاشتن به خودش را یاد نگرفته است، نمی‌تواند به دیگری هم
احترام بگذارد و نیازها و خواسته‌های او را محترم بشمارد. این موضوع آن‌قدر مهم
است که بحث این هفته همسران را به بررسی عزت‌نفس و تاثیر آن بر روابط زناشویی و
شیوه‌های رسیدن به عزت‌نفس، اختصاص داده‌ایم؛ خدا کند کمکی باشد. 



 

همان‌طور
که هر بیماری‌ای علائمی دارد، بیماری آویزان‌بودن یا کمبود عزت‌نفس هم نشانه‌هایی
دارد.



 

بخوانید: خواهش‌های مکرر! هرچند بعد از شروع زندگی مشترک یا حتی در دوران
آشنایی و عشق و علاقه، انتظاراتی در طرفین ایجاد می‌شود (مثل خرید هدیه، بودن در
کنار هم، پاسخ‌گفتن به نیازهای عاطفی و...) اما خواستن و به‌زبان‌آوردن این خواسته‌ها
به شکل مکرر و با اصرار، نشان‌دهنده کمبود یا نبود مناعت طبع است. 



 

همیشه همین‌جا باش! جای شکی نیست که عشق و علاقه ما به‌هم، احساس نیاز به بودن در کنار
یکدیگر را ایجاد و تقویت می‌کند اما گاهی این علاقه به حسی بیمارگونه تبدیل می‌شود
که آزادی طرف مقابل را از او می‌گیرد. 



 

شک می‌کنم پس هستم! وقتی عزت نفس‌مان را از دست می‌دهیم یا اصلا این ویژگی رفتاری را
نداریم، دائما به همه رفتارهای طرف مقابل شک می‌کنیم. برای برطرف‌کردن این شک و
تردید هم مدام او را سؤال‌پیچ می‌کنیم. 



 

کی گفته تو مهمی؟ بی‌توجهی به توانایی‌ها، تشویق و تعریف‌نکردن از طرف مقابل، بی‌توجهی
به خواسته‌های او به عمد، نشان‌دهنده مناعت طبع پایین ماست چون دوست نداریم یا نمی‌خواهیم
توانایی‌های همسرمان را ببینیم و جدی بگیریم. 



 

ایستادن روی خط مرز؛ روان‌شناسان عقیده دارند بسیاری از اختلافات زناشویی، ناشی از بی‌توجهی
به حریم شخصی طرف مقابل است. این حریم باید محترم شمرده شود. زن یا شوهری که مناعت
طبع ندارد، با حضور دائمی‌اش- چه به‌صورت فیزیکی و چه با تلفن‌کردن‌های مکرر یا هر
شیوه دیگر- آرامش طرف مقابل را به هم می‌زند. 



 

حساب واقعا حسابه؟ وقتی مناعت طبع از وجودمان پر می‌کشد، جیب‌هایمان از هم جدا می‌شود و تو و منی وارد زندگی می‌شود. 



 

دو دوتا گاهی 5 تا گاهی کمتر! اگر در مقابل هر کار یا محبتی که برای طرف مقابل
انجام می‌دهیم، انتظار تلافی داشته باشیم و حسابگری کنیم، مطمئن باشیم، مناعت
طبعمان را فراموش کرده‌ایم. 



 

نسخه اولیه برای درمان! درست است که از قدیم گفته‌اند درخت تلخ بر شیرین نیارد! اما شاید با پیشرفت علم، این
روزها بتوانیم جوری خودمان را تغییر بدهیم؛ مثلا با عمل‌کردن به این نسخه: چوب‌خط
را دور بینداز! برای نشان‌دادن محبتمان به طرف مقابل، چوب‌خط نگذاریم اما به پای
او هم نیفتیم؛ مثلا اگر برای همسرمان هدیه‌ای می‌خریم، انتظار تلافی با خرید هدیه‌ای
به ارزش همان هدیه را نداشته باشیم اما اگر با بی‌توجهی او روبه‌رو شدیم، شیوه
نشان‌دادن علاقه‌مان را تغییر بدهیم. به این ترتیب، نه دچار افسردگی- ناشی از بی‌توجهی
همسرمان- می‌شویم و نه اینکه با تکرار محبتمان به همان روش، احساس می‌کنیم خوار و
ذلیل شده‌ایم. با این روش، هم مناعت طبعمان را حفظ کرده و اعتراضی نکرده‌ایم و هم
با بی‌توجهی به او، به روابط‌مان آسیب نزده‌ایم؛ فقط روش ابراز محبت‌مان را تغییر
داده‌ایم. 



 

اینجا اتاق من است؛ اول در بزن 

همان‌طورکه دوست داریم خلوت و آرامش‌مان به هم نخورد، برای همسرمان هم احترام قائل شویم و
با رفتارمان خلوت او را به هم نزنیم؛ حتی اگر خیلی احساس تنهایی کردیم. یکی از
نشانه‌های عزت نفس، محترم‌شمردن خلوت و آرامش طرف مقابل و احترام‌گذاشتن به خواسته
اوست. نق‌زدن، قهرکردن، بی‌توجهی، تلافی‌کردن به هر شکل ممکن، کج‌خلقی و لج‌بازی
و... همگی از نشانه‌های نداشتن مناعت طبع است. 



 

اگر
زمانی که همسرمان برنامه‌ای دارد و نمی‌تواند در کنار ما باشد، ما هم برنامه‌ریزی
کنیم و آن ساعت‌ها را در منزل نباشم یا باشیم و به کارهای شخصی و موردعلاقه‌مان
بپردازیم، دیگر مشکلی پیش نخواهد آمد. یک نکته را هم یادمان باشد؛ انجام کارهای
شخصی یا نیاز به تنهابودن در ساعت‌هایی از روز، الزاما به معنی بی‌توجهی همسرمان
به ما نیست بلکه نیازی ضروری است که باید برآورده شود. پس با رفتارهای نادرست خود،
آزادی طرف مقابل را از او نگیریم. 



 

چرا عاقل کند کاری...؟ حتما
برای همه ما اتفاق افتاده که از رفتار، گفتار یا اعتراض زیاد اصلا خوشمان
نیامده است. حتما هم یادمان نرفته که چه واکنشی به این ناخوشایند‌ها نشان داده‌ایم.
به عقیده روان‌شناسان هرچه‌قدر عزت نفس‌ما پایین‌تر باشد، به همان نسبت به آنچه
آزارمان می‌دهد، واکنش‌های تندتر و غیر‌منطقی‌تری نشان می‌دهیم. در واقع مناعت
طبع، بلند‌نظری‌ای به فرد می‌دهد که مانع از بروز واکنش‌های نامناسب در مقابل
ناملایمات می‌شود؛ بنابراین به جای جر و بحث می‌توانیم خیلی راحت از همسرمان گله
کنیم و از او درباره رفتارش توضیح بخواهیم یا با یک تذکر آرام -اما مؤثر- او را
متوجه اشتباه‌اش کنیم. 



 

من گدا نیستم 

خیلی از ما متر و معیار سنجش عشق و محبت همسرمان را میزان و نحوه پاسخ‌گفتن او به
نیازهای مادی و گاهی نیازهای معنوی غیرمنطقی‌مان می‌دانیم. مثلا منتظریم او به جای
اینکه به کارهایش برسد، همیشه پیشمان باشد. این توقع نه تنها کاملا غیرمنطقی است
بلکه در طرف مقابل احساس اسارت و انزجار ایجاد می‌کند. بدتر از همه هم اینکه این
خواسته‌ها را دائما تکرار کرده و از همسرمان محبت گدایی کنیم. یادمان باشد نیازی
که به‌دنبال درخواست- آن هم درخواست مکرر- برآورده شود، از روی عشق و علاقه نیست و
به دلیل ترس یا اجبار برآورده شده است؛ بنابراین اجازه بدهیم هرکس محبتش را آن‌طور
که بلد است، به ما نشان بدهد؛ شاید اصلا علاقه‌ای به ما ندارد و به اجبار در کنار
ماست. 



 

ماشین‌حساب را خاموش‌کن 

یکی دیگر از نشانه‌های مناعت طبع، اشتراک اقتصادی است؛ به ویژه اگر زن هم شاغل باشد.
اگر زن و مردی از عزت نفس برخوردار باشند، به جای جدا کردن حساب زندگی‌شان از هم،
حسابشان را مشترک می‌کنند اما آقایان محترم یادشان باشد، بهتر است برای همسرشان حق
داشتن حسابی جدا را درنظر بگیرند و او را مجبور به خرج‌کردن درآمدش در منزل نکنند.
با این کار، مطمئن باشید همسرتان با کمال میل کمبودهای زندگی را با درآمدش جبران
خواهد کرد. 



 

منم همین‌طور! 

یکی از شیرینی‌های زندگی مشترک، شناختن علایق طرف مقابل و علاقه‌مندشدن به آنها به
صورت واقعی و نه تصنعی است. این یعنی نشان‌دادن علاقه‌مان به طرف مقابل، احترام‌گذاشتن
به عقیده او، توجه به خواسته‌های او و در یک کلام احترام به همسر. از طرفی، با این
کار به شکوفایی هر چه بیشتر او کمک می‌کنیم. مثلا اگر همسرمان به ورزش یا سرگرمی
خاصی علاقه دارد، به جای اینکه این علاقه او را دلیلی برای جدایی او از خودمان
بدانیم، با همسرمان همراه شویم و اجازه بدهیم شکوفا شود. همراه‌بودن و احترام
گذاشتن به علایق طرف مقابل، یکی از نشانه‌های عزت نفس و عشق به طرف مقابل است چون
نه تنها با تنگ‌نظری مانع موفقیت او نشده‌ایم بلکه او را برای رسیدن به آرزوهایش
کمک هم کرده‌ایم. 



 

 

من هم بلدم! 

طبیعی است که همه ما همه کارها را بلد نیستیم اما مهم آن است که به‌خاطر عشق و علاقه به
طرف مقابل، برخی کارها را یاد بگیریم. بی‌توجهی- آن هم بی‌توجهی عمدی به خواسته‌های
طرف مقابل- نشانه مناعت طبع نیست بلکه برعکس، کسی که تلاش می‌کند بیاموزد تا علاقه‌اش
را به همسرش نشان بدهد، از اعتماد به نفس و مناعت طبع بالایی برخوردار است؛ این
تلاش یعنی تلاش برای نزدیک‌ترشدن به هم. 



 

همه‌پرسی خانوادگی! 

خودرأیی، تصمیم‌گیری بدون مشورت، تکروی و... نه تنها نشانه مناعت طبع و اعتماد به نفس بالا
نیست بلکه به‌عکس، نشان‌دهنده کمبود این ویژگی‌های رفتاری است. از طرفی نشان می‌دهد
با تنگ‌نظری می‌خواهیم همه کارها را به نام و با تلاش خودمان ثبت کنیم و اصلا به
حضور و نظر طرف مقابل اهمیت ندهیم. تصمیم‌گیری‌های 2نفره را از همین حالا شروع
کنیم.


و در نهایت اینکه عزت‌نفس رفتار مثبتی است که اولا باعث سلامت روحی- روانی خودمان می‌شود
چون به پای طرف مقابل نمی‌افتیم و با رفتار عاقلانه و منطقی‌مان خوار و ذلیل نمی‌شویم؛
در ثانی این مناعت‌طبع، ارتباط سالم، منطقی و محترمانه‌ای را بین ما به‌وجود خواهد
آورد.



 


منبع: 

hamshahrionline.ir

 

                            

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 20:16  توسط کتایون  | 

معنی شبق

آرزومند گشتن به جماع٬ آزمندی به آرامش٬ شدت شهوت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 22:44  توسط کتایون  | 

دنبال یه آهنگ درست حسابی بودم ولی نیستش.چن تا داشتم اما گم و گور شده لینکش

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 19:49  توسط کتایون  | 

جشن گدایی!

کیا تو جشن گدایی دولت (عاطفه ها) شرکت نمودن؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 11:16  توسط کتایون  |